-بفرمایید خودتان رو معرفی کنید.

بنده محمد هاشمی متولد سال 1338 در محله خواجو اصفهان هستم. در تاریخ یکم شهریور ماه سال 54 ورزش کاراته را زیر نظر بنیان گذار کاراته استاد سلطانی در ورزشگاه پوریای ولی محله ی خواجو اصفهان شروع کردم. دوران سربازی ام را در محیط ورزشی ژاندارمری تهران گذراندم بعد از اتمام سربازی در اداره آب و فاضلاب استخدام شدم و 13 سال در آن اداره مشغول به کار بودم وهم زمان رییس هیات کاراته شاهین شهر نیز بودم. هم اکنون رییس هیات کاراته شهرستان اصفهان هستم و مدیریت باشگاه میلاد با 28سال قدمت را بر عهده دارم.

- چطور شد که به ورزش کاراته روی آوردید؟

پدرم ورزشی بود و من قبل از کاراته به همراه پدرم به باشگاه جعفری در سه راه ملک می رفتم و همراه با ایشان کشتی کج کار می کردم. فیلم هایی که قبل از انقلاب میدیدیم خیلی در علاقه مند شدن ما تاثیر گذار بود مثل بوروسلی و...(میخندد)

-         خب خانم ساجدی شما بفرمایید خودتان را معرفی کنید

زهرا ساجدی معروف به خانم هاشمی متولد سال 1341 در محله سروش اصفهان هستم. در سال 60 ازدواج کردیم و اولین فرزند ما در سال 62 به دنیا آمد

-         شما ورزش کارته را از کجا و چرا شروع کردید؟

من از همان زمان ازدواج با این ورزش آشنا شدم و آقای هاشمی شخصا کاراته را ازنخستین روز ازدواج به من یاد دادند. (میخندد)

در سال 68 اولین کلاس کاراته بانوان در اصفهان توسط اینجانب راه اندازی شد و در واقع بنده بنیان گذار کاراته بانوان در اصفهان بودم. در سال 70 دومین مسابقات قهرمان کشوری کاراته برگزار شد و اصفهان برای اولین بار میزبان این مسابقات بود و شاگردان من موفق به کسب مقام در این مسابقات شدند. بنده همچنین 7سال سر مربی گری تیم ذوب آهن را در مسابقات سوپرلیگ را برعهده داشتم.

در حال حاضر هم رییس سبک شوتوکان کاراته ایران در استان و نائب رییس هیات کاراته استان و شهرستان اصفهان هستم.

-         اگر ازروزهای سال 57 و دوران انقلاب خاطراتی دارید بفرمایید.

منزل پدری بنده کوچه اسلامی در نزدیکی مسجد مصلا بود در یکی از شب هایی که شعار مرگ بر شاه داده بودیم ماموران به کوجه ما حمله کردند و با باتوم هایشان به در خانه ها می کوبیدند که این موضوع باعث ترس و نگرانی مادرم شد و ازآن موقع لقب آتشی انقلاب رو به من داد.

-         خانم هاشمی آیا دوست داشتید شوهرتون ورزشکار باشه؟

قدیم مثل الان دوران آشنایی طولانی نبود. من علاقه خاصی به کاراته نداشتم ولی وقتی آقای هاشمی رو می دیدم، علاقمند شدم.

-         به عنوان یک خانم آیا با مشکلاتی در زمینه ی فعالیت های ورزشی خودتون مواجه بودید؟

بله مخالفت ها که زیاد بود خصوصا این که من ازدواج کرده بودم و صاحب 2 فرزند بودم که مادرم در نگهداری از آن ها به من کمک میکرد البته تا دو سال اول کسی از فعالیت های من خبر نداشت(میخندد)

-         آقای هاشمی شما بفرمایید دوران انقلاب چه تجاربی دارید؟

من یادم میاد اولین تظاهرات اصفهان در خیابان شیخ بهایی برگزار شد و عده ای از مردم در خیابان اردیبهشت مشغول شعار دادن بودند که ناگهان ماموران خیابان را بستند. من به همراه یکی از دوستانم با دوچرخه بودیم که مامور به طرف ما اسلحه کشید در آن لحظه یک خانمی به مامور ارشد گفت چند نفر را دیده که به یک سمت دیگر رفتند. مامور ارشد به ماموری که در کنار او بود دستور داد به دنبال آن ها برود. بعد از دور شدن او، رو به ما کرد و گفت: چرختان را بگذارید و فرار کنید. ما بعد از انقلاب به شهربانی برای تحویل چرخ مراجعه کردیم ولی دیدیم که به علت ضربات وارده دیگر چیزی از چرخ باقی نمانده بود(میخندد).

-         و اما خانم هاشمی سخن آخر:

یکی از مسائلی که ما با آن مواجه هستیم این است که ما به عنوان پیشکسوت هیچگونه حقوق بازنشستگی نداریم و همین طور بیمه ای به ماتعلق نگرفته است که از مسئولین در خواست میکنم در این زمینه پیشکسوتان را حمایت کنند.

گفتگو: فهیمه اصفهانیان